واسه هر کی یه جور میگذره واسه ما اینجور….

 

 

سلام

ممنونم واسه هم تبریکات قشنگتون و دعاهای زیباتون به مناسبت سالگرد ازدواجم

رسیدن بخیر هم واسه تمام دوستای عزیزم که سفر بودن،الالخصوص اونایی که مشهد بودن!

زیارتاااا قبول…Little girl smiley 009

اجماعا یه صلوات هم برای شادی اموات تمام کسانیکه در اداره پست سوئد کار میکنن

بفرستیم که میخوام روضه بخونم واستون

چراغارُ هم یکی خاموش کنه بی زحمت…

یکی بود یکی نبود،یه مادر طفلک و تک و تنها بود که میخواست بچه شُ بفرسته مهد

که بچه اش زبان یادبگیره ، که فردا بتونه با ملت حرف بزنه و

خود بیچاره تک و تنهاشم بره به زندگیش برسه

اما نمیشد که بشه….

حالا  که پرسنال نامبر داریم،نوبتشم شده،بچه مون هم از سه سال بیشتر داره

نامه معرفی به مهد هم نوشته شده اما پست نامه رو گم کرده!!!!!!

حالا همه با هم             واااااااااااااایو واویلااااااااااااااا

                                واااااااااااااایو واویلااااااااااااااا

میخندید؟!!!!!!

امیدوارم تا خانمه دوباره نامه رو مینویسه و پست میکنه و میرسه دست ما!

نگن ای وای ببخشید،نوبتشُ دادیم یه نفر دیگه ! چون فک کردیم شما نمیاین!

البته بدم نمیشه اینکارو بکنن، به تمام مقدساتم یه بلیط میگیرم تو

فرودگاه امام خمینی هم ویزا و پاسپورتمُ

به نشانه اعتراض آتیییییییییییییش میزنم و میشینم تو همون مملکت، هر چه باداباد

هفتاد میلیون چیکار میکنن منم همون کار ُ میکنم!!

بعله جریان از این قراره که ایمیل زدیم که آقا نامه بچه ما کووووووووووو؟

گفتن وااااااااااا! ما که خیلی وقته پست کردیم واستون!

خوب عب نداره لابد گم شده!!!!!حالا ما دوباره میفرستیم!

و اینگونه شد که ما فهمیدیم طلسم شده این مهد رفتن بچه ما،

هر کس فالگیر خوب میشناسه به نیابت از من بره پیشش بگه جون مادرت،این طلسمُ باطل کن!

البته شایدم مصلحته!خدا میدونه این نمیره مهد ،اینجوری داره منُ سرگرم میکنه!

اینم میشه هاااااااااااا!

بگذریم،این روزا هم مثل روزای دیگه میگذره، هواشناسی گفته از آخر هفته

اولین برف زمستانیمون رو هم خواهیم داشت!

بازم همه با هم          وااااااااااایو واویلااااااااااااااااااا

این روزا کسرا مثل همیشه است گاهی خوب و سرحال گاهی غر غروووو و نق نقوووو

امروز یکی دیگه از اسباب بازیاشُ باز کردم واسش.

 

 

قبلا تو این متنای انگلیسی میخوندم مثلا میگن

"وای چه آفتاب قشنگی" ، یا جملاتی از این دست!

با خودم میگفتم وا مگه آفتابم قشنگ میشه!آفتاب آفتاب ِ دیگه

داغ و سوزنده! اما الان میبینم اگه آدم سه روزی یه بار خورشیدُ ببینه حتما میگه

خدایاااااااااااااااا مرسی واسه این آفتاب دلانگیز و زیبا فقط یکم وقتشُ بیشتر کن جاااان من!!!!!!!

بعله…

 

بچه مون هم داره آفتاب میگیره!

رفتیم با هم بیرون گفتم بیا واست اسباب بازی بخرم،واسه تنوع!

از تمام اون مغازه فقط به یه خمیر بازی قناعت کرد بچم و گفت اینُ میخوام!

دستش درد نکنه،مردونگی کرد به خدا…

 

 

چند روز پیش هوس دوچرخه سواری کرد،با هم رفتیم بیرون، نشد در موردش بنویسم

اما این عکس رو میذارم،به دو دلیل هم یادگاری بمونه هم میخوام یه مسابقه

ترتیب بدم.

اول عکس رو ببینید

 

 

حالا سوال مسابقه"رنگی از جعبه مداد رنگی نام ببرید که در لباس کسرا نباشد"!

نخندید!واقعا بگید.

به جواب صحیح هم یک هفته اقامت رایگان در سوئد همراه با تور تفریحی اهداء میشود!

اصلا فک نکنید من از بس حالم خوبه اینجوری نوشتم!

اصلا و ابدا، هم سرم درد میکنه هم مریضم!

فردا هم باید برم دکتر!

اما گفتیم بنویسیم دور هم بخندیم.

چه کنیم دیگه کارامون که تو دیواره،خودمون رو هم کم مونده بریم بزنیم تو دیوااااار.

کماکان محتاج دعاهای پر از مهرتون هستیییییییم.

                                                              خداا راضیم به رضای تو

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *