یک زن

    دلم شعر میخواهد با یک فنجان چای با طعم بهار نارنج یک سکوت به بلندای صنوبر دلم باران میخواهد قدم زدنی طولانی دلم عشق میخواد تپیدنی…

بهار 97

  سال  نو شد زمان چرخید و روزگار دگرگون شد یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوب  قلبهای ما را لبریز عشق کن یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ و نهار روزگارمان را غرق…

صبحانه در هیاهوی سرما

  زمستون سفت و سخت اينجا برقراره اصلا هم به نظر نمياد قصد رفتن داشته باشه ،   فكرم نميكنم کلا در جريان عيد و بهار باشه چون هيچ خبري  از حال و هواي روزاي آخر سال نيست  البته تعجبم نداره  پسر کوچولوی دوس داشتنی ما هم صرفنظر از غرغرای اول صبحش واسه بیدار شدن…

سفر ایران

ما از ایران برگشتیم. یه سفر طولانی و خوب پسر کوچولوی قصه ما بسی هیجان زده بود از رفتن به ایران و موقع برگشتنم کلی…

پست موقت

دنیا پر از آدمای جور واجوره  بعضی آدماش اینجورین که عادت دارن ازهر سوراخي كه شده رسوخ كنن که بگن آهاااای ببینین ما چقدر خوشحالیم ، چقدر خوبیم ، چقدر وچقدر و چقدر  خیلیاشونم…